درود خدمت دوستان لست سکندی عزیز، امیدوارم همیشه به گردش باشید! احتمالا خیلیهاتون مثل ما علاقه دارید کریسمس در یکی از بزرگترین آتشبازیهای دنیا شرکت کنید، اما در فصل پرتقاضای سفر چه طوری میشه با هزینه کمتر به شهر گرونی مثل دبی رفت؟ اون هم وقتی که همه جای دنیا در نیمکره شمالی سرده و شما هم در بهترین فصل قصد سفر به دوبی دارید.
قبل از هر چیز بگم سفر ما کاملا اقتصادی برامون تموم شد، چون ما از اینکه هر دفعه بریم شمال و جوج بزنیم خسته شدیم (البته با تمام احترام به کسانی که با این سبک سفر حال میکنند و لذت میبرند)، بنابراین سعی میکنیم اگر بتونیم با هزینه اقتصادی جاهای جدید رو تجربه کنیم و تجربههای جدید برامون لذتبخش تر از تجارب تکراریه. بنابراین اگر وضع مالی خوبی دارید و یا میخواهید در دوبی تجربه تفریحاتی مثل پارک آبی، غواصی، سافاری، چرخ و فلک، کشتیهای لوکس و... داشته باشید و یا ماشین اجاره کنید، وقتتون رو برای خوندن سفرنامه من نگذارید، شاید بپرسید بدون این کارها سفر چه لذتی داره اما بهرحال هرکسی یکجوری لذت میبره و من فکر میکنم دیدن جاهای جدید بهتر از سفرهای تکراری فقط به یک نقطه ست.
ایده سفر و برنامهریزی
من و همسرم یک سال قبل تصمیم گرفتیم برای کریسمس 2025 به دوبی سفر کنیم، اینم بگم من هیچوقت تور نمیگیرم و برنامهریزیهای سفر رو خودم انجام میدم، و برای اینکه هزینههامون نسبت به تور دبی کمتر بشه و بتونیم بهترین برنامهریزی رو بکنیم، مرتب سایتها رو چک میکردیم تا به محض اینکه بلیت پرواز برای دی ماه 1403 باز شد، اقدام به خرید بکنیم و اینم بگم به چند دلیل تاکید داشتیم که حتما با پرواز ماهان بریم که مهمترین دلیلش اینه که ماهان 3تا پرواز در روز از تهران به دوبی داره و ما میخواستیم با پرواز اول صبح ماهان بریم و با پرواز آخر شب برگردیم که روز اول و آخر رو کامل استفاده کرده باشیم. بالاخره تیرماه پرواز ماهان برای دی ماه باز شد و قیمت بلیت رفت و برگشت از تهران 12400000 تومان بود که همونطور که فکر میکردیم پایینترین قیمتی بود که برای تاریخهای مد نظر ما به مدت کوتاهی وجود داشت و بعد از اون به شدت بالا رفت!! بهرحال ما 6 ماه جلوتر از سایت یرانی ماهان رفت 6:50 صبح یازده دی و برگشت 22:25 پانزدهم دی رو خریداری کردیم.
بعد از پرواز نوبت رزرو هتل بود که با بررسی هتلها در سایت بوکینگ و خواندن نظرات در گوگل (تاکید میکنم نظرات هتلها رو حتما روی گوگل بخونید، سایت بوکینگ نظرات فیک زیاد داره)، تصمیم گرفتیم از سایت ایرانی هتل پریمیراین الجداف رو رزرو کنیم که برای چهار شب و دو نفر 26100000 تومان با صبحانه تمام شد. هتل هم بعدا که چک کردم قیمتش بسیار بالا رفته بود!! ولی خب ما خدا رو شکر 6 ماه جلوتر اقدام کرده بودیم و کمتر از نصف قیمت برامون دراومد.
ویزای دوبی هم حداکثر 2 ماه قبل میشه اقدام کرد که ما 3 هفته قبل از طریق همان سایت اقدام کردیم و نفری 5800000 تومان هزینه ویزای هر نفر شد. من چندجا سوال کردم اما همه قیمت رو بالای 6 میلیون تومان میگفتند. ما درخواست ویزای 14 روز اعتبار دادیم اما ویزایی که برامون صادر شد 30 روزه بود، در واقع با هزینه ویزای 14 روزه، ویزای 30 روزه بهمون دادن که خب برای ما که میخواستیم 4 شب و 5 روز بمونیم تفاوتی نداشت. ویزا هم کلا 2 روز طول کشید تا صادر بشه. روند درخواست ویزا هم خیلی راحته، از هر سایت یا آژانسی بخواهید بگیرید یک سری مدارک آپلود میکنید یا میفرستید، پول رو ریالی میزنید و ویزا به صورت الکترونیکی صادر میشه.
من از چند روز قبل از سفر نشستم از روی گوگل مپ موقعیت هتل، فرودگاه، ایستگاههای مترو و جاهای دیدنی دبی که باید میرفتیم رو پیدا کردم و روی کاغذ مرتب کردم تا ببینم چه جوری باید رفت و اونجا سردرگم نباشیم و پیشنهاد میکنم شما هم حتما برنامهریزی مکتوب انجام بدید تا اونجا به مشکل نخورید. البته برنامه رو نمیشه صد در صدی اجرا کرد اما اونجا سردرگم نیستید.
در مورد اینکه دلار ببرید یا درهم، برای من از نظر قیمتی تفاوتی نکرد. من تو ایران تونستم 300 درهم از یکی از دوستان قرض بگیرم و در مراجعت با پولی که چنج کرده بودم، بهش پس بدم. توی دوبی هم صد دلاری که در صرافی الانصاری چنج میکردم قیمت تابلو 3/65 بود اما شما هر مقداری که چنج کنی بیش از 3 درهم کارمزد ثابت کم میکنند که نسبتش 3/61 دلار میشه، بنابراین اگر توی ایران نسبت قیمت ریالی دلار به درهم 3/61 یا بالاتر بود از ایران درهم ببرید، به صرفه تره.
روز اول- پرواز رفت، دوبی کریک، تحویل اتاق هتل، آتشبازی شب سال نو
بامداد سهشنبه 11 دی از منزل به سمت فرودگاه امام حرکت کردیم و من چون قبل از سفرهام آنلاین چکاین انجام میدم، هم صندلی دلخواهم رو انتخاب میکنم هم استرس یکم دیرتر رسیدن رو ندارم، البته فقط یکم! اگر بیشتر دیر بشه قطعا گیت بسته میشه! بدون هیچ مشکلی ساعت 3:50 دقیقا 3 ساعت قبل از پرواز رسیدیم فرودگاه و فرودگاه بسیار خلوت بود، بدون هیچ صف خاصی رفتیم پای کانتر، البته چون هواپیما بزرگ بود و کامل هم پر بود پای کانتر صف طولانیتر بود؛ چمدونها رو تحویل دادیم و مسئول گیت با دقت بلیت برگشت و ویزا رو چک میکرد که پیشنهاد میکنم برای اینکه معطل نشید پرینت بلیت، ویزا و هتل رو همراه داشته باشید.
بعد از تحویل چمدونها و گرفتن کارت پرواز از گیت گذرنامه رد شدیم و رفتیم طبقه پایین پای عابربانک ملی، ارز مسافرتی رو که از 3 روز قبل در اپلیکیشن بله سفارش داده بودیم تحویل گرفتیم، صف ارز مسافرتی هم مثل خود فرودگاه بسیار خلوت بود و ما بدون هیچ معطلی ای ارز رو از خودپرداز بانک ملی دریافت کردیم و رفتیم به سالن ترانزیت. چون زود بیدار شده بودیم و خیلی گرسنه بودیم یک ساندویچ فیله مرغ ساعت 5 صبح از فرودگاه گرفتیم خوردیم! نمیدونم کی 5 صبح ساندویچ مرغ میخوره؟! و 3 تا هم با خودمون گرفتیم که ببریم برای شام که البته مجبور شدیم برای ناهار بخوریم و باعث شد نتونیم طبق برنامهمون پیش بریم که در ادامه توضیح میدم.
ساعت حدود 6 صبح اعلام بوردینگ کردند و عجیب بود که ماهان از جتوی استفاده نکرده بود و ما رو توی هوای 2 درجه که باران نمنم هم داشت با اتوبوس بردن پای هواپیما البته پلهها سقف داشت اما خب آدم از بعضی اسمها انتظارات بیشتری داره! هواپیما هم ایرباس 600-340 بود و پرواز هم راس ساعت 6:50 دقیقا سره تایم انجام شد و با سرویس صبحانه گرم و سرد یکجا پذیرایی شد که صبحانه گرم بین املت ساده و املت گوجه انتخاب داشت به همراه صبحانه سرد ثابت مثل پنیر و عسل و ارده همراه با خیار و گوجه.

به محض ورود به فرودگاه دوبی و دیدن محوطه فرودگاه و شلوغی ترافیک های فرودگاه هم آدم به وجد میاد، هم از بی رمقی و خلوتی فرودگاه خودمون دلش میگیره. امیدوارم مسئولین فکری برای پررونق کردن گردشگری در ایران، هم سهولت در جذب توریست و هم تسهیل سفر مردم خودمون و هم ایجاد پروازهای ترانزیتی بکنن.
بعد از پیاده شدن از هواپیما و ورود به ترمینال تا یک جایی پیاده رفتیم و بعد ترمینال تموم شد و سوار یک قطار شدیم که بریم اون یکی قسمت ترمینال برای چک گذرنامه، گرفتن چمدانها و گمرک. شما وقتی وارد فرودگاه دوبی میشید پیشرفت، تکنولوژی، تمیزی و نظم رو در همه جا میبینید و این فقط مختص فرودگاه نیست، در قسمتهایی که شهر پیشرفت کرده و در پاساژهای مدرنی که ایجاد کردند، قابل مشاهده ست و آدم از اینهمه تمیزی و نظم لذت میبره.
یک نکتهای که خیلی مهمه اینه که چک پاسپورت در فرودگاه دوبی هوشمنده و داخل گذرنامه مهر نمیزنن، و شخص راهنما هم که اونجا ایستاده همه رو به سمت راست راهنمایی میکنه اما اگر سیمکارت رایگان بخواهید بگیرید باید از سمت چپ برید که افسر گذرنامه پاسپورتتون رو مهر کنه و سیمکارت بده، ما به نفر راهنما گفتیم سیمکارت میخواهیم ما رو به سمت چپ هدایت کرد؛ اگر سیمکارت میخواهید اونجا رسیدید حواستون به این نکته باشه. سیمکارتها تا 24 ساعت بعد از فعال شدن معتبر هستند و 10گیگ هم اینترنت روشون هست. ما برای اینکه مدت بیشتری اینترنت داشته باشیم، اول یکی از سیمکارتها رو فعال کردیم و بعد از اینکه این تموم شد، بعدی رو فعال کردیم.

بعد از گرفتن بار و رد شدن از گمرک به سمت متروی ترمینال 1 فرودگاه رفتیم و در اونجا کارت متروی نول کارت نقرهای گرفتیم، من چون از ایران درهم برده بودم توی فرودگاه لازم نبود دلار چنج کنم و مبلغ 100 درهم هر کارت رو شارژ کردم و قیمت هر کارت هم 6 درهم بود که مجموعا 212 درهم شد. اینم بگم که وقتی نول کارت رو اولین بار میخرید باید حداقل 25 درهم بدید که 6 درهم پول کارته و 19درهم اعتبارشه، در مورد کنسل کردن کارت و پس گرفتن باقی موندهش آخر سفرنامه توضیح میدم.


بعد از گرفتن نول کارتها به سمت مترو حرکت کردیم و خط قرمز رو سوار شدیم و در تقاطع خط سبز در ایستگاه برجمان پیاده شدیم و خط سبز در ایستگاه الجداف پیاده شدیم و 5 درهم از کارت مون کم کرد. وقتی از خروجی 1 مترو خارج شدیم، تابلوی هتل دقیقا جلومون بود و حتی به نقشه هم نیاز نبود و به سمت تابلو قدم زدیم و 5 دقیقه بعد جلو در هتل بودیم. منطقه الجداف نزدیک الخور هست و دورتا دور منطقه و هتل در حال ساخت و ساز برجهای بلند بودند که باعث شده بود بعضی جاها پیادهرو و خیابون بهم برسند و برای بردن چمدون یک مقداری سخت بود اما بهرحال منطقه در حال پیشرفتی بود و نمیشه زیاد ایراد گرفت.
ساعت 12 به هتل رسیدیم و اتاق رو ساعت 2 میتونستیم تحویل بگیریم، بنابراین چمدونها رو تحویل دادیم و در لابی هتل ساندویچهایی که از فرودگاه تهران با خودمون آورده بودیم خوردیم، البته ساندویچها رو خریده بودیم که شب معطل شام نشیم و مستقیم بریم به سمت محل آتشبازی که لابیمن هتل گفت یخچال فقط توی اتاقها داریم و ساندویچها تا شب بیرون خراب میشدند و دقیقا همین مساله باعث شد شب اونجایی که میخواستیم بریم آتشبازی رو ببینیم نتونیم بریم که در بخش آتشبازی توضیح میدم. طبق برنامه رفتیم ایستگاه مترو الجداف تا بریم به سمت Dubai creek. با مترو یک ایستگاه تا مترو creek فاصله داشتیم که آخرین ایستگاه خط سبز بود و از اونجا به سمت ایستگاه دریایی الجداف قدم زدیم و با عبره (قایقهای موتوری) به سمت Dubai creek رفتیم، البته هر نیم ساعت عبره حرکت میکرد که ما مجبور شدیم 25 دقیقه بشینیم و همونجا خوابمون برد که وقتی عبره رسید مسئول ایستگاه بیدارمون کرد! با همون نول کارت، نفری 2 درهم کم کرد و با عبره به سمت Dubai creek رفتیم. از داخل اسکله عکسبرداری ممنوع بود ولی من یک عکس یهویی گرفتم که بهتر از این نشد.

از داخل عبره به سمت دوبی کریک که نزدیک میشدیم شکوه و عظمت و زیبایی ساختمانها و محوطه کریک همه مسافرهای عبره رو به وجد آورده بود و از اون منظره زیبا در حال فیلمبرداری بودند. در واقع یک کانال آب داخل شهر دوبی حفر شده که از هر دو طرف به خلیج فارس متصل شده و در حاشیه این کانال مناطقی مثل دوبی کریک و مارینا که بعدا دربارهش میگم ساخته شدن. پایین ساختمانها رستورانها و کافیشاپهای زیادی بود اما فوقالعاده گرون بودن و مثلا یک قهوه اسپرسو حدود 500هزار تومن درمیومد. یک کار خیلی جالبی که اماراتیها انجام داده بودند این بود که محوطه زیادی رو به بازی بچهها اختصاص داده بودن و وسایل بازی رو به سبک معماری عربی طراحی کرده بودند تا بچههایی که میان توی فضای بازی همزمان تم فرهنگ عربی هم احساس کنند که واقعا کار هوشمندانهای بوده. البته از این دست کارهای هوشمندانه توی دوبی زیاد دیده میشه و حس میشه.




محوطه زیبای دوبی کریک رو تا دوبی کریک هاربر ادامه دادیم و بعد از اون ساختمونهای بلند در حال ساخت بودند و نمیشد جلوتر رفت، هوا هم بسیار گرم بود اما ما از اون زیبایی به وجد اومده بودیم و همینطور که قدم میزدیم عکاسی هم میکردیم و بالاخره روی صندلیهای دوبی کریک هاربر نشستیم و از اون فضای زیبا لذت بردیم. هوا خیلی گرم بود و آب معدنی مون تموم شد، رفتیم توی یک فروشگاه و یک آب معدنی کوچک به قیمت 1 درهم خریدیم، آب معدنی کوچک در سرتاسر دوبی 1 درهم بود و بزرگ 2 درهم. دو عدد رانی پرتقال خنک هم به قیمت هرکدوم 2 درهم خریدیم که توی اون گرما واقعا حال داد و ارزشش رو داشت.
کم کم قدم زدیم تا به اون سمت کریک بریم، اما وقتی به ایستگاه عبره رسیدیم و دیدیم چه صف طولانی ای! و تصمیم گرفتیم بریم توی صف و برگردیم هتل تا اتاق رو تحویل بگیریم. حدود 1 ساعت در صف عبره معطل شدیم و با قیمت نفری 2 درهم با نول کارت سوار عبره شدیم و برگشتیم به ایستگاه دریایی الجداف و بعد هم با مترو از ایستگاه الخور به سمت الجداف رفتیم و نفری 3 درهم هم اینجا از نول کارتمون شارژ شد.

ساعت 4 رسیدیم هتل و اتاق رو تحویل گرفتیم. هتل پریمیر این الجداف یک هتل سه ستاره، تمیز و ساکت در نزدیکی مترو الجداف بود. تمام هتلهای دوبی در زمان چکاین مالیات میگیرند که برای هر اتاق هرشب در هتل 3ستاره، 10 درهم هست که ما برای 4 شب 40درهم دادیم. در پایان مطلب در مورد هتل بیشتر توضیح میدم.
چون از شب قبل بیدار بودیم و من خیلی خسته بودم توی هتل خوابم برد و ساعت 8 به سمت برج خلیفه حرکت کردیم. همونطور که گفتم قرار بود ساندویچهایی رو که از تهران آورده بودیم برای شام بخوریم که وقتمون گرفته نشه، اما هتل فقط داخل اتاق یخچال داشت و ما هنوز اتاق رو تحویل نگرفته بودیم، مجبور شدیم ساندویچها رو برای ناهار بخوریم. شب تصمیم گرفتیم بریم فودکورت دوبی مال و شام رو اونجا بخوریم و بعد بریم به سمت محلی که بتونیم برج خلیفه رو کامل ببینیم، اما افسوس از بی تجربگی و عدم آشنایی!! برج خلیفه یکی از بزرگترین آتش بازیهای دنیا رو داره و در حال حاضر با 828 متر ارتفاع، بلندترین سازه دنیاست.
از مکانهای مختلفی امکان دیدن برج خلیفه وجود داره و ما از تهران توی گوگل سرچ کرده بودیم و نهایتا سرچ کردیم the best point to see burj khalifa firework که گوگل بهمون یک نقطه رو نشون داد و ما روی نقشه و تصاویر ماهوارهای به این نتیجه رسیدیم که بهترین مکان همینجاست (البته غیر از جلوی خود برج و کنار فوارههای دوبی مال که ورودی داره)؛ اما هرگز به اونجا نرسیدیم! با مترو به سمت ایستگاه برج خلیفه/دوبی مال رفتیم و نفری 5 درهم از کارتمون کم شد. جمعیت بسیار زیادی از مترو به سمت دوبی مال در حرکت بودند اما نظم واقعا موج میزد، به دلیل تعداد زیاد مردان مجرد در مترو، مجردها رو از لاین وسط میفرستادند و خانمها و متاهلها رو از سمت راست و روی تسمه نقاله و یک جایی مجردها کلا از دالان مترو به دوبی مال خارج میشدند و امکان ورود به دوبی مال هم نداشتند.
از مترو تا دوبی مال نیم ساعت پیادهروی داره و واقعا راه زیاد و خسته کنندهای هست. بالاخره توی جمعیت به دوبی مال رسیدیم و با پرسش و دنبال کردن تابلوها به فودکورت رسیدیم از KFC پکیج ویژه به قیمت 35درهم سفارش دادیم که شامل ساندویچ شاورما، 5 عدد ناگت، حجم بسیار زیاد سیب زمینی سرخ کرده، سالاد و نوشابه کولا که با اینکه یک نفره بود، ما دو نفری به سختی تونستیم تمومش کنیم. بعد از صرف شام به سمت مترو حرکت کردیم که بریم به اونجایی که مشخص کرده بودیم اما جمعیت رو فقط به یک سمت هدایت میکردند و کسی هم نمیتونست به سمت مترو بره، تموم خیابون های اطراف کلا بسته بود و ماشینی وجود نداشت و فقط جمعیت بود که هر لحظه اضافه میشد و مترو 24 ساعته شده بود اما از سمت دوبی مال نمیگذاشتن کسی به سمت مترو بره و جمعیت رو به سمت پارکینگ دوبی مال هدایت کردند و از اونجا هم به سمت یک خیابونی که فقط تا چشم کار میکرد آدم بود و فشار جمعیت.
خیابون غلغله بود و توی فشار جمعیت هر چند لحظه یکبار یکی حالش بهم میخورد و غش میکرد. ما یه خرده خواستیم بریم جلو راه بسته بود برگشتیم تو پارکینگ. دوباره نیروهای امنیتی راه رو باز کردن و تونستیم بریم بیرون یک جایی بایستیم اما متاسفانه اصلا اون نمایی رو نداشتیم که دلمون میخواست، ولی خب خیلیها داشتن سر و دست میشکوندن که اونجا برسن. جایی که گوگل پیشنهاد کرده بود یک زمین خاکی بود که جلوش باز بود و یک کیلومتر تا برج فاصله داشت اما ما دقیقا زیر برج بودیم و قسمت بالایی رو فقط میتونستیم ببینیم. در واقع ما جلوی قسمتی بودیم که دیدن آتش بازی رایگان بود و به صورت FIRST COME, FIRST SERVE میشد وارد شد و هرکس زودتر میرسید میتونست اونجا جا بگیره.
ما از ساعت 11 شب منتظر بودیم و در ابتدا نور چراغهای برج تغییر میکرد و بعد هم به شکل بسیار جالبی با چراغها برج خلیفه رو به شکل درخت کاج درآوردند. ساعت 11:58 نورپردازی شروع شد و بعد با شمارش معکوس آتش بازی شروع شد و هر لحظه با انواع نورپردازی جمعیت به وجد میومد و با جیغ و سوت ابراز هیجان میکردند، هم برامون جذاب و هیجان انگیز بود، هم دلمون نمیومد از این صحنهها و شادی جمعیت فیلم نگیریم. به همسرم گفتم اول فیلم بگیره من فقط میخوام ببینم و از همین لحظه استفاده کنم و هروقت خسته شد دوربین رو به من بده. آتش بازی حدود 15 دقیقه طول کشید و هر لحظه یک صحنه جدید برای نمایش و هیجان داشت، یک پهپاد فیلمبردار هم بالای سر جمعیت حرکت میکرد و در مونیتورهای بزرگی که اطراف نصب بود، جمعیت رو نشون میداد.


بعد از 15 دقیقه نمایش تمام شد و ما استرس برگشت در این فشار جمعیت رو داشتیم اما از طرفی هم مطمئن بودیم وقتی دوبی از کل دنیا این جمعیت رو جذب کرده، فکر بقیه ش هم کرده. خلاصه، ساعت 20دقیقه بامداد با جمعیت حرکت کردیم و پس از 1 ساعت و نیم پیادهروی پیچ در پیچ از مسیرهای بسیار شلوغ و پرجمعیت و از قبل تعیین شده همراه جمعیت به ایستگاه مترو مرکز مالی (یک ایستگاه قبل از دوبی مال) هدایت شدیم، جالب بود که این مسیر از پیش تعیین شده فقط برای خانمها و افراد متاهل بود و مجردها کلا از مسیر جدایی اومدن و در ورودی ایستگاه متروی مرکز مالی ما متوجه شدیم که مجردها از مسیر جدا وارد مترو میشن.
ساعت 1:45 بامداد سوار مترو شدیم و حدود 2:15 بامداد به هتل رسیدیم، وقتی هتل رسیدیم پاهامون از شدت درد و پیادهروی بیش از حد، مال خودمون نبود و هیچ راهی هم جز پیاده روی نبود چون کل خیابونهای اطراف برای ماشینها بسته بودند و تا نزدیک مترو مرکز مالی ما هیچ خودرویی ندیدیم. خیلیها که کفش راحت نپوشیده بودند، کفشها رو دست گرفتند و پابرهنه به مسیر ادامه دادند، خیلیها هم توی مسیر از شدت شلوغی حالشون بد میشد و غش میکردند.
روز دوم- ساحل جمیرا، برج العرب، امارات مال، دوبی مال
روز دوم، چهارشنبه چون بخاطر مراسم آتشبازی شب قبل دیر خوابیده بودیم، صبح دیرتر بیدار شدیم و بعد از صرف صبحانه به سمت ساحل جمیرا رفتیم، با مترو تا ایستگاه امارات مال رفتیم که 5 درهم کم شد و بعد هم با اتوبوس به ساحل جمیرا رفتیم که نفری 5 درهم هم اونجا کم شد. وقتی از متروی دوبی بیرون رو نگاه میکنید، زیبایی و مدرنیته رو در جاهایی که شهر کامل پیشرفت کرده، میبینید و حس میکنید؛ اروپا زیبا و سرسبزه اما خیلی از ساختمونهاش معمولا قدیمی هستند و به آدم حس قدیم رو میدن، اما دوبی با اینکه بیابونیه و پتانسیل طبیعی زیادی نداره، اما با اقدامات اصولی تبدیل به شهر زیبا، مدرن و حتی در بعضی جاها سرسبز شده!
دورتا دور برج ساخته شده و خونهها هم یک شکل هستند و با تم عربی خاصی، حس یک کشور عربی رو در کنار مدرن بودن، کاملا القا میکنن؛ حتی یک سری از برجهای جدیدی هم که ساختن اون تم عربی رو دارن و استفاده خیلی کم از آجر رو توی نما حفظ کردن؛ مساجد شهر یک دست هستند و معماری بسیار زیبایی از بیرون دارن. جاهای پیشرفته شهر، متروها و پاساژها کاملا تمیز هستند و همه کارها با نظم خاصی جریان داره. اتوبان شیخ زاید در بعضی جاها 6 بانده میشه و هرکس کاملا از لاین خودش حرکت میکنه. نمایشگاه خودروهای لوکس و مخصوص رالی تا دلتون بخواد میبینید و توی خیابون هم مملو از آخرین مدل خودروهاست.
بگذریم، بریم سراغ ادامه سفرنامه، ساحل جمیرا خانوادگیه و آقایون مجرد رو راه نمیدن و محل شنای متفاوتی باید برن. ساحل بسیار شلوغ بود و نمای بسیار زبیایی هم به برج العرب داشت و دور ساحل جمیرا هم مثل بقیه جاهای دوبی چندین برج در حال ساخت بود. به لحاظ پتانسیل طبیعی ساحلهای مرجانی کیش زیباتر از ساحل جمیرا هستند، اما خب آزادیهایی که توریستهای خارجی به دنبالش هستند، مثل نشستن کنار دریا با خانواده در کیش وجود نداره. ما کنار ساحل نشستیم و از زیبایی ساحل و دریا استفاده کردیم، بقیه هم در حال آفتاب گرفتن و کتاب خوندن و یا شنا بودند.

ساحل جمیرا نمای بسیار زیبایی به برج العرب داره و دوتا ساختمان D-Marin Marsa هم جلوش ساخته شده، برج العرب به شکل بادبان و اون ساختمانها هم به شکل کشتی هستند و انگار یک کشتی اونجاست و جلوش بادبانه و مثل بقیه ساختمانهای دوبی بسیار زیبا طراحی و ساخته شده. بعد از استراحت در ساحل جمیرا و رفع خستگی شب قبل به سمت برج العرب راه افتادیم تا هم چندتا عکس بگیریم و هم سوار اتوبوس بشیم و برای ناهار به سمت امارات مال بریم.
یواش یواش حرکت کردیم و از نسیم خنک ساحل و خیابونهای اطراف برج العرب لذت میبردیم. خیابونها واقعا تمیز بود، در جاهایی که شهر پیشرفت کرده بود و ساخت و ساز نبود، آسفالت خراب دیده نمیشد، خط کشیها طوری بود که انگار همین دیروز خیابون خط کشی شده و ساختمونهای جدید معماری شون طوری بود که سنت و مدرنیته رو با هم میدیدی و از اینهمه هارمونی و هماهنگی لذت میبردی.


سوار اتوبوس شدیم و مجدد با نفری 5 درهم به امارات مال برگشتیم و حدود ساعت 6 بعد از ظهر ناهار خوردیم، دو عدد شاورما از کارفور امارات مال گرفتیم که 27 درهم شد و بعد از گشت کوتاهی در امارات مال با مترو به سمت دوبی مال رفتیم. امارات مال به مترو نزدیکتر بود و پیادهروی کمتری داشت، و چون کوچکتر بود گشت زدن داخلش به نسبت دوبیمال راحتتر بود.

دوبیمال بسیار بزرگ و پیچ در پیچه و فاصلهش تا مترو زیاده و نکته جالب در مورد پاساژهای جدید دوبی اینه که اصلا جای نشستن وجود نداره و حتی بخوای یک جایی بشینی خستگی پای وامونده ت دربره سریع حراست میاد و بلندت میکنه که در نوع خودش جالب و بینظیره! دوبیمال غیر از برندهای لاکچری و معمولی تری که داره چند جای دیدنی مثل آکواریوم، پاتیناژ روی یخ، شبیه ساز دو بعدی کاکپیت هواپیمای ایرباس 380 و آبنما هم داره که هرکدوم ورودی جداگونه دارن، من آکواریوم کشورهای دیگه رو رفته بودم و برام جذابیتی نداشت اما از بیرون هم میشه دید و غیر از آکواریوم دبی مال، غواصی داخل آکواریوم هم داره.




در کل بدون استفاده از ماشین و تاکسی داخل دوبی، باید زیاد راه رفت، با اینکه همش داخل دالان و فضاهای سر بسته ست و متوجه گرما و سرما نمیشید، اما جاهایی مثل دوبی مال که اینقدر بزرگ هستند، آدم رو خیلی خسته میکنند. ما میتونستیم برای دیدن رقص فوارههای دبی در شب به سمت فوارهها بریم اما خستگی زیاد مجبورمون کرد که زودتر به هتل برگردیم؛ چون ساعت 6 ناهار خورده بودیم عملا شام میل نداشتیم و توی هتل یه مقدار آجیل و بیسکوئیت که از تهران برده بودیم با چای خوردیم.
روز سوم- پالم جمیرا، هتل آتلانتیس، مارینا واک، مارینا مال
روز سوم، پنجشنبه باز هم چون دو روز قبل خیلی خسته بودیم، تصمیم گرفتیم دیرتر بیدار بشیم و بعد از صرف صبحانه ساعت 11:45 از هتل بیرون زدیم و به سمت پالم جمیرا رفتیم، باید از سه خط مترو، تراموا و منوریل استفاده میکردیم و دو ساعت بعد به هتل آتلانتیس میرسیدیم، البته با ماشین نیم ساعت راه نشون میداد ولی خب غیر از هزینه، قطعا زیبایی منوریل از بالا رو نداشتیم. ایستگاه مترو شوبا العقاریه پیاده شدیم و نفری 5 درهم از نول کارتمون کم شد؛ از اونجا پیاده به سمت ایستگاه تراموای Dubai marina رفتیم و با تراموا ایستگاه palm Jumeirah پیاده شدیم و نفری 3 درهم از نول کارتمون کم کرد.
بعد یک مسیر پیادهروی از داخل پارکینگ ایستگاه منوریل به سمت منوریل داشتیم که سرتاسر زمین پارکینگ رنگ آمیزی شده بود و جهت حرکت به سمت منوریل یا تراموا رو نشون میداد که کسی توی پارکینگ اشتباه نره. بعد از حدود 10 دقیقه به ایستگاه منوریل رسیدیم. صف بسیار طولانی بلیت فروشی بود که تا آتلانتیس برای یک طرف 20 درهم و رفت و برگشت 30 درهم محاسبه میشد، ما با نول کارت باید رفت و برگشت 40 درهم هر نفر میدادیم که با توجه به صف طولانی تصمیم گرفتیم با نول کارتمون بریم و 10درهم بیشتر بدیم ولی نه برای بلیت فروشی و نه زدن بلیت تو صف نموندیم و راحت از کنار رد شدیم. اما متاسفانه وقتی سوار منوریل شدیم نقص فنی پیش اومد و نیم ساعت دیرتر از زمانی که انتظار داشتیم رسیدیم.

مسیر منوریل به سمت هتل آتلانتیس از روی دریا میرفت و نمای بسیار زیبایی به دریا، برج العرب و چرخ وفلک عین دوبی داشت که تجربه بسیار بینظیری بود.


ابتدا پشت جمعیت به سمت پاساژ پایین هتل آتلانتیس و پارک آبی هتل رفتیم، اما بعد برگشتیم و به سمت دیگه خیابون رفتیم که پیاده راه کنار ساحل زیبای خلیج فارس بود و نمای هتل آتلانتیس هم داشت؛ نسیم بسیار خنکی میوزید و با اینکه صخرههای موج شکن گذاشته بودند و حداقل 10 متر تا پیادهراه فاصله داشت، باز هم قطرات آب به صورت مون میخورد. کنار ساحل زیبا مقداری قدم زدیم و استراحت کردیم و از صدای دریا و امواج خروشان اون لذت بردیم. تمیزی و نظافت پیادهراه، ساحل و خیابونها در اینجا هم مثل اکثر جاهای دوبی مثال زدنیه.


ساعت 16:30 از سمت ساحل به ایستگاه منوریل رفتیم و همونطور که در بالا اشاره کردم، نفری 20درهم از نول کارتمون کم شد و به سمت ایستگاه palm Jumeirah رفتیم و باز هم از زبیایی های مسیر منوریل روی دریا نهایت استفاده رو بردیم.

از ایستگاه منوریل palm Jumeirah به سمت ایستگاه تراموا رفتیم و با نفری 3 درهم ایستگاه Dubai marina پیاده شدیم و به سمت Marina walk زیبا قدم زدیم. به محض ورود به Marina walk حس آرامش و زیبایی اون منطقه، کانال آب زیبا، ساختمانهای بلند، قایقهای روی آب و مرغهای دریایی ما رو گرفت و عاشق منطقه مارینا شدیم و تا غروب آفتاب حدود یک ساعت اونجا قدم زدیم و نشستیم و نسیم خنک هم سر غروب سرد شده بود؛ از بس که آرامش بخش بود، تصمیم گرفتیم روز بعد زودتر بیایم و از زیبایی منطقه مارینا بیشتر استفاده کنیم.



غروب آفتاب هم در مارینا دیدیم و قدم زنان به سمت مارینامال رفتیم، در مارینامال یک دور زدیم و به فودکورت رفتیم و با اینکه هنوز گرسنه نبودیم، ناهار و شام رو یکی کردیم و یک پکیج همبرگر مکدونالد به همراه نوشابه کولا و سیب زمینی سرخ کرده به قیمت 24 درهم و یک ساندویچ شاورمای مرغ به قیمت 12 درهم از KFC گرفتیم، که مجموعا 36 درهم شد. تصمیم داشتیم ساعت 8 غروب به سمت ساحل JBR بریم و نمایش پهپادها رو ببینیم، که متاسفانه از شدت خستگی منصرف شدیم، اما اگر در دسامبر و ژانویه تشریف بردید حتما نمایش پهپادها رو هم براش وقت بگذارید.
ساعت حدود 8ونیم غروب از مارینامال سوار تراموا شدیم و با 3 درهم به ایستگاه تراموای Dubai marina رفتیم و از اونجا به سمت ایستگاه متروی شوبا العقاریه قدم زدیم، موجودی نول کارتمون 7 درهم بود که اجازه سوار شدن نمیداد و باید دوباره شارژ میکردیم، میخواستیم نفری 20درهم شارژ کنیم که مسئول باجه گفت نفری حداقل 50 درهم باید شارژ کنید و اگر اضافه بود موقع ترک دوبی باقیش رو تحویل بگیرید؛ همین کار رو کردیم و نهایتا با نفری 5 درهم به سمت هتل رفتیم.

روز چهارم- موزه آینده، فوارههای دوبی مال، منطقه مارینا
روز چهارم، جمعه تصمیم داشتم در استخر هتل شنا کنم اما دمای هوا 18 درجه بود و باد خنکی میوزید و عملا امکان شنا نبود، صبح زودتر بیدار شدیم و بعد از صرف صبحانه به سمت موزه آینده رفتیم. برای رفتن به موزه آینده باید ایستگاه متروی ابراج الامارات پیاده بشید و 5درهم هم از کارت ما کم کرد. موزه آینده، در حال حاضر، به عنوان زیباترین سازه دنیا به حساب میاد و دالان جالبی از مترو ابراج الامارت به سمت طبقه دوم لابی موزه درست کردند، یک دالان کاملا سفید که مثل آینده مبهم هست و انتهاش مشخص نیست.
ورود به لابی رایگانه و چندین ربات جالب داره، مثل اولین ربات عکاس در دنیا، ربات باریستا که بهش قهوه سفارش میدید و آماده میکنه میده بهتون و همینطور رباتی که عطر مخصوص شما رو با توجه به شخصیت تون میسازه و شما فقط میتونید ببینید، نمیشه بو کنید، مگر اینکه بخرید و با خودتون ببرید! یک نهنگ پرنده هم توی لابی هست که در هوا شناوره و با تکان دادن بالههاش مثل اورنیتوپتر به جلو حرکت میکنه. بعد از چرخیدن در لابی موزه آینده و دیدنیهاش به سمت بیرون رفتیم تا با سازهش از بیرون عکس بگیریم. نمای بیرون هم بسیار زیبا و شبیه یک انگشتره که روش یک جمله عربی از سخنان حاکم دوبی نوشته و ترجمه فارسیش: ((آینده از آن کسانیست که قادر به تصور، طراحی و اجرای آن هستند. آینده در انتظار کسی نیست، بلکه امروز خلق میشود.))


بعد از موزه آینده به سمت ایستگاه متروی دوبی مال/برج خلیفه حرکت کردیم که 5 درهم از کارتمون کم شد و بازهم بعد از پیادهروی زیاد به فوارههای دوبی مال رسیدیم. من توی سایتها خونده بودم که روزها فقط ساعت 13 و 13:30 نمایش فوارهها وجود داره که ما دیدیم به 13:30 میرسیم اما هرچقدر منتظر موندیم خبری نشد و از یک نیروی امنیتی اونجا سوال کردیم و گفت فقط ساعت 1 بعداز ظهر داره و بعدی ساعت 6 عصره. ما هم خسته و ناامید تصمیم گرفتیم چندتا عکس با محوطه و برج خلیفه بگیریم و بریم به سمت مارینا.
اواخر عکس گرفتنامون بود که راس ساعت 2 دیدیم انگار یه خبراییه و داره از فوارهها بخار میاد و انگار میخواد آهنگ پخش کنه که دیدیم بللللللله! سریع دوربینها رو درآوردیم و محو تماشای فوارهها شدیم و چه آهنگ زیبایی به زبان عربی پخش میشد و همزمان با ریتم آهنگ، فوارهها به زیبایی هرچه تمامتر هماهنگ حرکت میکردند.

بعد از تماشای فوارهها به سمت ایستگاه مترو رفتیم و 5 درهم تا ایستگاه متروی شوباالعقاریه رفتیم و مجدد وارد مارینای زیبا شدیم. در امتداد مارینا نشستیم و استراحت کردیم به خاطر پیادهرویهای طولانی واقعا به این استراحتها نیاز داشتیم. نم نم قدم زدیم و در هوای بسیار مطبوع و خنک مارینا به ایستگاه عبره دوبی مارینامال1 رسیدیم که از اونجا میتونستیم با نفری 7 درهم و با 5 دقیقه عبره سواری به ایستگاه مارینا پرومیناد بریم، نزدیک غروب آفتاب بود و ما سوار بر عبره به سمت ایستگاه مارینا پرومیناد رفتیم و دوباره از اونجا کمکم قدم زدیم و به سمت مارینا مال برگشتیم؛ موقع برگشتن هوا تاریک بود و چراغهای برجهای اطراف و قایقها روشن بود، ما هم پیاده از روی یکی از پلهای روی کانال مارینا رد میشدیم و دیدن مارینای زیبا در شب و در اون نسیم خنک واقعا روحنواز بود.

بعد از پیادهروی کوتاهی به مارینامال رفتیم و یک دوری هم اونجا زدیم و مقداری خرید داشتیم که انجام دادیم و رفتیم فودکورت برای شام که دو عدد شاورمای مرغ به قیمت هرکدوم 12درهم سفارش دادیم و مجدد سوار تراموا شدیم و با نفری 3 درهم به ایستگاه متروی شوبا العقاریه رفتیم و با نفری 5 درهم متروی الجداف پیاده شدیم و به سمت هتل رفتیم تا صبح شنبه برای تحویل اتاق آماده بشیم.
روز پنجم- تحویل اتاق، منطقه الفهیدی، خیابان السیف، پرواز برگشت
روز شنبه، آخرین روز حضور ما در شهر زیبای دوبی بود و ساعت 12 باید اتاق رو تحویل میدادیم و پرواز برگشت هم ساعت 22:25 بود. صبح بعد از صرف صبحانه به اتاق برگشتیم، وسایل رو جمع کردیم و اتاق رو تحویل دادیم، چمدونها رو هم توی انبار مخصوص چمدان هتل گذاشتیم و به سمت ایستگاه متروی الجداف رفتیم تا به سمت منطقه تاریخی الفهیدی بریم، سوار قطار شدیم و با 5 درهم در ایستگاه شرف دی جی پیاده شدیم و وقتی بالا اومدیم، بالاخره برای اولین بار منطقههای پایینتر دوبی هم دیدیم، خونههای قدیمی، فرسوده و با نمای کثیف که مشخص بود محل سکونت کارگرهاییه که در دوبی کار میکنند، سعی کردیم با سرعت بیشتری به سمت محله الفهیدی بریم تا از این منطقه خارج بشیم، حدود 10 دقیقه پیادهروی کردیم تا به خیابون الفهیدی رسیدیم.
بافت محله الفهیدی شبیه بافت منطقه فهادان یزده و خونههای خشتی-گلی رو به شکل رستورانهای سنتی درآوردن و توریستها میتونن از فضای سنتی این رستورانها استفاده کنند، بعد از قدم زدن در محله الفهیدی به سمت کانال دوبی بیرون اومدیم و وارد یک بازارچه سنتی شدیم، که پر از مغازههای شال کشمیر فروشی و ادویه فروشی بود که فروشندههای اغلب پاکستانی و بنگلادشی داشتند و خیلی هم اصرار میکردند که ازشون خرید کنیم، از نحوه برخوردشون هم اصلا خوشمون نیومد و چون به نظر میومد میخوان جنسهاشون رو قالب کنن اصلا داخل مغازههاشون رو نگاه نمیکردیم و فقط گذری از جلوی مغازهها رد میشدیم. کلا ایستگاه متروی شرف دی جی، منطقه الفهیدی و بازار سنتیش برای ما تجربه جالبی نبود، چون مشخص بود اون منطقه از نظر فرهنگی پایینتر از مناطقی بود که روزهای قبل رفته بودیم.


بعد از بیرون اومدن از بازار سنتی به کنار کانال آب رفتیم و قدمزنان از بافت قدیمی وارد خیابان السیف شدیم، خیابان السیف هم مثل الفهیدی منطقهای با بافت سنتیه و مغازههای صنایع دستی، ادویه و شال کشمیر و همینطور رستورانهای سنتی داره اما از نظر فرهنگی خیلی بهتر از قسمت الفهیدی هست و فروشندهها هم به مردم گیر نمیدن و اصرار نمیکنن که بیان خرید، عرض کوچهها بیشتره و حال و هوای یزد رو تا حدودی داره؛ دیوارهای خشتی سفید هستند و تم مراکشی دارن و به نظر من در جاهایی که منظره کانال آب، بادگیر و قایقهای پارک شده کنار کانال رو داره، حال و هوای جنوب ایران و بندر کنگ رو به آدم میده و واقعا حال آدم رو خوب میکنه.
از قدم زدن در لابهلای خونههای خشتی-گلی، منظره بادگیرها و منظره کانال آب واقعا لذت بردیم، بعضی جاها میایستادیم عکس میگرفتیم یا مینشستیم و استراحت میکردیم و از حس خوب لحظهمون استفاده میکردیم. جمعیت هم شلوغ بود و بعضیها هم روی تختهای رستورانهای سنتی در حال ناهار خوردن بودند. در کل منطقه السیف بسیار بهتر و دوست داشتنی تر از قسمت الفهیدی بود.



انتهای خیابون السیف یک درخت کاج 39 متری به مناسبت کریسمس گذاشته بودند که برنامهمون این بود تا اونجا بریم و بعد به هتل برگردیم. ساعت 4:30 به درخت کریسمس رسیدیم و بعد از عکس گرفتن با درخت به سمت متروی برجمان رفتیم تا به هتل بریم و چمدونهامونو برداریم و راهی فرودگاه بشیم.
حدود 10 دقیقه پیاده تا متروی برجمان راه بود، سر راه از یک هایپرمارکت 3 تا ساندویج خریدیم مجموعا به مبلغ 20 درهم که وقتی به هتل رسیدیم، توی لابی ناهارمون رو بخوریم و بریم به سمت فرودگاه. با 5 درهم از ایستگاه متروی برجمان به ایستگاه الجداف رفتیم و بعد از کمی استراحت و صرف ناهار و تحویل گرفتن چمدونهامون مجدد به ایستگاه مترو رفتیم و با 5 درهم ایستگاه ترمینال1 فرودگاه پیاده شدیم. در ایستگاه ترمینال 1، نولکارتهامونو کنسل کردیم که هرکدوم 26 درهم داشت که 5 درهم رو بلاک کردند و نفری 21 درهم پس دادند. توی فرودگاه هم بدون هیچ مشکلی کارها انجام شد و خدا رو شکر پرواز به موقع انجام گرفت و ساعت 2 بامداد هم خونه بودیم.
هزینهها
هزینههای هر روز رو نوشتم و بیشتر صرف شارژ کارت مترو و ناهار و شام بود. من 300 درهم از تهران بردم و 100 دلار هم اونجا چنج کردم، که 361 درهم به من دادن و حدود 580 درهم خرج شد. 100 دلار دیگر هم چنج کردم تا بتوانم درهمی رو که در تهران قرض کرده بودم، پس بدم و در کل 180 دلار چنج کردم و 90 درهم برام اضافه اومد و برگردوندم ایران. البته ما خرید هم داشتیم که برای اون هم یه مقداری دلار چنج کردیم که جزو هزینههای سفر نمیارم. ما سه تا مال دوبی مال، امارات مال و مارینا مال رفتیم که بیشتر فروشگاههای برند هستند و جنسهاشون گرونه، اگر قصد خرید دارید بازارهای ارزونتر هم داره ولی من نرفتم و نمیدونم جنسهاشون چه کیفیتی داره؛ ولی توی سه تا مال جدیدی که ما رفتیم، همون محصولات برندی هم که میخواستیم نسبت به قیمتشون توی آمازون گرونتر بود.
بهتره از ایران با خودتون مقداری آجیل، بیسکوئیت و... همراه داشته باشید.
هتل، بلیت و ویزا نفری 31200000 تومن دراومد که البته ما بلیت و هتل رو 6 ماه جلوتر خریده بودیم.
قیمت دلار و درهم رو هم من نمینویسم، خودتون با توجه به تاریخها به راحتی از توی اینترنت میتونید پیدا کنید.
مترو دوبی
متروی دوبی خیلی به همهجا دسترسی کاملی نداره و معمولا مجبور هستید پیاده زیاد راه بروید و طولانی هم در راه هستید، بنابراین اگر با مترو میخواهید تردد کنید کفش راحت و مناسب فراموش نشود. واگنهای ابتدایی و انتهایی قطارهای مترو برای دارندگان نول کارت طلایی و برخی برای بانوان است، مراقب باشید اشتباه سوار نشوید که جریمه نشوید. خوردن، آشامیدن و آدامس جویدن در مترو ممنوع است و مبلغ جریمه را در تمام واگنها نوشته است. هزینه متروی دوبی با توجه به مسافت بین ایستگاهها در زونهای مختلف تعیین میشود که 3 درهم، 5 درهم و 5/7 درهم میباشد. قیمت منوریل و عبره هم که در متن سفرنامه توضیح دادم و با همین نول کارت قابل پرداخت هستند.
من غیر از بار اول که در فرودگاه، نول کارت ها رو 100 درهم شارژ کردم، دفعه بعدی مسئول باجه گفت حداقل 50 درهم باید بدید و موقع خروج از دوبی در آخرین ایستگاه مترو کنسل کنید و پولی که توش مونده رو 6 درهم ازش کم میکنن و بقیه شو میدن بهتون. در واقع 6 درهم پول کارتتون که اول پرداخت کردید سوخت میشه و 6 درهم هم اعتبار داخلش در مجموع 12 درهم سوخت میشه، کلا همه جوره به نفع خودشونه.

هتل پریمیراین الجداف
هتل پریمیر این الجداف یک هتل سه ستاره، تمیز و ساکت در نزدیکی مترو الجداف بود و به نظر من در حد هتل 4 ستاره بود. صبحانه سلف سرویس و بسیار مفصل و متناسب هر ذائقه و مدت زمان زیاد و بسیار خوب از 6:30 تا 10:30 صبح، استخر روباز و باشگاه رایگان، 4 آسانسور همزمان فعال، کافیشاپ 24ساعته اما نسبتا گران. رستوران سرویس ناهار از ساعت 12 تا 17 که نسبتا گران بود. اما تعداد زیادی سوپرمارکت 24 ساعته و همینطور رستوران در اطراف هتل وجود داشت، حتی یک رستوران ایرانی هم نزدیک هتل بود اما ما از هیچکدوم از رستورانها نشد که استفاده کنیم.
نظافت اتاق هرروز انجام میشد و دوتا آب معدنی کوچک، تی بگ، قهوه فوری، شیر برای قهوه، شکر سفید، شکر رژیمی و شکر قهوهای رایگان شارژ میکردند. ما با اینکه وسواس هستیم و همه جا ملحفههای خودمان را میاندازیم، اما اینجا واقعا تمیز بود و استفاده نشد. هر چیزی هم که لازم داشتیم کمتر از 5 دقیقه تحویل میدادند. دمپایی نداشت و پیشنهاد میکنم حتما دمپایی ببرید. ما اتو برده بودیم اما بعدا متوجه شدیم در صورت درخواست اتو میآورند.
مشکل اصلی هتل این بود که پریزها مثل پریزهای امارات 3 شاخه بود و من فراموش کرده بودم تبدیل ببرم و عملا نمیتوانستیم گوشی ها را شارژ کنیم. لابی هم تبدیل نداشتند و برای شارژ موبایل گفتند یا از سوپرمارکت تبدیل بخرید یا روی میزهای لابی گوشی را شارژ کنید که اکثرا در لابی شارژ میکردند. من ناامید برگشتم اتاق و به فکر چاره بودم که ناگهان دیدم در سرویس بهداشتی جایی که ریش تراش به پریز وصل میشود به همه پلاگها میخورد و گوشیها را در سرویس بهداشتی اتاق باید شارژ میکردیم! اینترنت هتل فوقالعاده پر سرعت بود و دسترسی به مترو خیلی خوب بود، فقط به دلیل اینکه منطقه در حال ساخت بود، پیاده روی مناسبی نزدیک مترو وجود نداشت.
در کل من به هتل پریمیر این الجداف نمره خیلی خوب میدم و راضی بودم.



اینترنت خارج از هتل
ما خارج از هتل خیلی نیازی به اینترنت نداشتیم، فقط روز اول یکی از سیمکارتها رو روشن کردیم که تا 24 ساعت فعال بود، روزهای بعد از اینترنت مراکز خرید و هتل خودمون استفاده کردیم. روز سوم اون یکی سیمکارت رو روشن کردیم و 24 ساعت هم اینترنت اون رو داشتیم و برامون کافی بود. برای استفاده از اینترنت مترو و اتوبوس دوبی یک کد به همون شماره سیمکارت میفرستاد و تا 60 دقیقه اعتبار داره و بعد از اون دیگه کد نفرستاد و توی مترو و اتوبوس اینترنت نداشتیم. فرودگاه دوبی هم خودش اینترنت داره.
سخن پایانی
شهر دوبی واقعا تمیزه و همه چیز نظم داره و موقع ورود به دوبی نظم و تمیزی رو همه جا حس میکنید، اما مقررات سختگیرانه هم زیاد داره که به این نظم رسیده، مراقب باشید که به مشکل نخورید. اگر وضع مالی خوبی دارید و میتونید راحت هزینه کنید، تاکسی گرفتن یا اجاره خودرو قطعا راحتتره، اما اگر میخواهید اقتصادی سفر کنید با مترو و اتوبوس تردد کنید، ولی کفش راحت میخواد و خستگی زیادی هم داره. دسترسی برای ویلچر و افراد توانخواه همهجا پیشبینی شده و از این نظر هم جای نگرانی نداره. اگر میخواهید تعطیلات کریسمس و فصل خنک برید، هرچقدر جلوتر اقدام کنید هزینههاتون کمتر میشه. قبل از سفر جاهایی که می خواهید برید و اینکه چه قدر زمان لازم داره تا برسید رو از روی گوگل مپ چک کنید و برنامه ریزی داشته باشید تا اونجا وقتتون تلف نشه و سردرگم نباشید. و در آخر هم اگر عاشق سفر هستید، هزینههای اضافی رو حذف کنید و به سبک خودتون سفر برید!