قسمت پنجم
سفر به ونیز
در قسمت قبل گفتم که هواپیما ساعت شش به سمت بارسلونا پرواز کرد و من دعا میکردم که پرواز بارسلونا به ونیز هم همچین تاخیری بخوره. بالاخره بعد از کلی استرس ساعت یک ربع به هشت بدو بدو به سمت تابلو اعلانات رفتم و خدا خدا میکردم که پرواز تاخیر داشته باشه. بعد از کلی دویدن و استرس تابلو اعلانات رو پیدا کردم و با تعجب دیدم که پرواز بارسلونا به ونیز کنسل شده! به غیر از این پرواز، سه تا پرواز دیگه هم که تو اون مسیر بود به دلیل شرایط بد آب و هوا کنسل شده بود.
واااای خدا از این بدتر نمیشد. معلوم نبود کی پرواز باشه، کی میتونم به ونیز برسم، همه برنامه هام بهم خورده بود. با پیگیری، به سمت دفتر vueling رفتم یه صف کوچک بود که از مسئول اونجا پرسیدم پروازم کنسل شده باید چیکار کنم ؟ گفت اگر میخوای هزینه بلیت رو بگیری و باطل کنی اینجا بمون اگر نه برو سمت گیت 400 تا 410 که هم بهت پرواز بعدی رو بدن هم هتل و غذا. رفتم و دیدم یه جمعیت زیااااااد تو صف ایستادن جمعیتی که برای چهار تا پرواز بود منم ته صف ایستادم. همه اونجا با دوست و هم وطن خودشون حرف میزدن خیلی ریلکس بودن انگار همه چی آرومه ما چقدر خوشحالیم بود منم تک و تنها دریغ از یه ایرانی منتظر شدم تا نوبتم بشه.
بیشتر از دو ساعت تو صف بودم تو این بین کارمندای شرکت vueling با بسته های غذا و کاکائو و آب معدنی اومدن و شروع کردن به همه سرویس دادن خسته و کلافه بودم ولی باهاش کنار اومدم گفتم اینم جزو سفر هستش. نشستم راه های مختلف رفتن به ونیز رو چک کردم که با اتوبوس چطور میتونم برم؟ که دیدم 26 ساعت راه بود تا ونیز و یکی یکی راه های مختلف رو بررسی میکردم تا نوبتم شد.
من: سلام پروازم به ونیز کنسل شده چیکار باید کنم؟
کارمند شرکت: سلام. دلیل کنسل شدن پرواز شرایط بد جوی بود. و از شما عذر می خوایم.کارت پروازم رو گرفت گفت اولین پرواز ما برای ساعت هفت صبح است و بعدی برای دو بعد از ظهر است تا اون موقع هم میتونید با خرج شرکت به یه هتل برید و یا میتونید اینجا بمونید و واچر غذا بگیرید.
من: مطمئن هستید ساعت هفت صبح اوکی میشه؟
کارمند شرکت: زنگ زد چک کرد و گفت شما رو تو لیست رزرو قرار میدیم همه پرواز ها چند تا جای خالی دارن و میتونید سوار شید.
من: خسته بی حوصله گفتم همون هفت صبح اوکی کنید هتل هم نمیخوام برم همین جا میمونم.
کارمند شرکت دو تا واچر غذا برای امشب و صبحانه بهم داد و یه کارت پرواز ساعت هفت صبح.
تا اینجا خوشحال بودم. چون من اگر امشب به ونیز میرسیدم باید هتل میرفتم و استراحت میکردم تا فردا صبح که ساعت نه برنامه ونیزم رو شروع کنم. حالا هم چیزی از دست نداده بودم و همون برنامه رو میتونستم پیاده کنم.
دیدم روی کارت پرواز شماره صندلی نزده، نمیدونم چی شد که کلا حرف کارمند گیت یادم رفت که گفت تو لیست رزرو گذاشتمت! شاید یه دلیلش عدم تسلط به زبان انگلیسی بود که خوب متوجه نشدم.
برگشتم پیش کارمند vueling و پیداش نکردم یه کارمند دیگه جاش بود رفتم جلو گفتم من کارت پروازم شماره صندلی نداره دلیلش چیه؟
تعجب کرد گفت کی این رو داده؟ باید شماره داشته باشه سرپرستشون رو صدا کرد و مشکل رو گفت که این کارت پرواز شماره صندلی نداره. تعجب میکنم که چرا سرپرست نگفت شما تو لیست رزرو هستید و نیاز به شماره صندلی نیست. پرواز رو چک کرد گفت این پرواز جا نداره و میتونیم برای ساعت دو بعد از ظهر جا بدیم کلی اسرار و خواهش ولی نشد که نشد. منم گفتم باشه اوکی کنید. اونم زحمت کشید و یه صندلی کلاس بیزینس تو ردیف اول بهم داد. گفت میخواید برید هتل؟ ساعت 12 شب بود گفتم شاید بتونم با پرواز هفت صبح برم گفتم نه تو فرودگاه میمونم. حوصله رفتن تو مرکز شهر و هتل گرفتن و برگشتن رو نداشتم. باز صد رحمت به فرودگاه خودمون که چندتا تخت برای مسافرها گذاشته، تو هیچ کدوم از فرودگاه هایی که رفتم یه تخت هم برای استراحت نبود و همه صندلی ها هم دسته داشت و نمیشد روش خوابید. زمان گذشت و یه جوری شب رو صبح کردم.
خسته و کوفته رفتم دم گیت پرواز همه مسافرها سوار شدن و گفتن طبق لیست رزرو سوار بشید، همه سوار شدن و با توجه به اینکه جا داشت، اسم من رو پیدا نکردن با اینکه کارت پرواز هفت صبح رو نشون داده بودم. تماس گرفتن و باز هم متوجه نشدن تا اینکه گفتم من پروازم برای ساعت دو بعد از ظهر هستش ولی الان میخوام برم، که گفتن امکانش نیست باید برید همون جای اول براتون درست کنن. در هواپیما هم داشت بسته میشد و وقت برای این کار نبود.
من هم تازه فهمیدم که چه اشتباه بزرگی کردم که بعد از دریافت کارت پرواز اول، برگشتم و ساعت پرواز رو تغییر دادم. دیگه کل برنامه های ونیزم بهم خورد، فقط میدونستم میتونم یه سر تو شهر بزنم. خیلی ناراحت بودم که به خاطر اشتباه خودم ونیز رو از دست دادم. تو حال و هوای خودم بودم که گفتم برم یه صبحانه با واچرهایی که دادن بگیرم. رفتم واچر را دادم می تونستم یه ساندویچ یه قهوه و یه آب میوه انتخاب کنم. ازم پرسید کدوم ساندویچ رو می خوای منم بدون اینکه بدونم چیه گفتم بزرگه. گرفتم و رفتم نشستم مشغول خوردن بشم.
ساندویچ رو باز کردم و به این فکر میکردم که برنامم خراب شده، باید چیکار کنم؟ چه برنامه ای جایگزین کنم؟ خودم اینجا بودم فکرم تو ونیز که یهو متوجه شدم ساندویچ مزه و بوی جالبی نداره! بعد یه گاز که زدم ساندویچ رو باز کردم که با این صحنه مواجه شدم.
گوشت صد درصد خام و خالص نمیدونم خوک بود گراز بود چی بود، یه جوری بود مشکلات قبلیم یادم رفت یهو از ونیز برگشتم بارسلونا. آخه چندتا تجربه تو یک روز باید پیدا کنم؟
یعنی چی ساندویچ بزرگه رو بده ندیده و نپرسیده؟ ساندویچ نمیدونی توش چیه چرا میگیری؟ اه اه
منتظر کسب تجربه سوم بودم. تا زمان پرواز یه ایمیل به شرکت بیمه سامان زدم و گفتم حدود 20 ساعت تاخیر دارم و میخوام از خدمات پوشش بیمه تاخیر استفاده کنم.
( بعدا در تهران مدارکی که می خواستند رو فرستادم خیلی راحت گفتند پوشش بیمه برای محل تاخیر است اگر هزینه هتل و رستوران و تاکسی تا سقف 180 یورو دارید برامون ارسال کنید. منم نداشتم چون تو فرودگاه بودم، اگرم میخواستم هتل برم خود ایرلاین داشت همه این کار هارو میکرد چه نیازی به بیمه بود؟ گفتم من برنامم بهم خورده، هتلم کنسل شده، بلیت یک روزه خریدم دیگه به کارم نمیاد ولی قبول نکردن و پروندم رو بستن.
حالا اگر فاکتور از اینجا که محل تاخیر بود داشتم میگفتن فاکتور محل بعدی میخوایم. اینم تجربه سوم بود که اگر تاخیر خوردید بیشتر از شش ساعت حسابی بخورید و استراحت کنید فاکتوراش رو بدید بیمه )
گذشت و سوار هواپیما شدم و بالاخره ساعت دو نیم ظهر به سمت ونیز حرکت کردیم و ساعت چهار و نیم بعد از ظهر از هواپیما در فرودگاه مارکوپولو ونیز پیاده شدیم.
از فرودگاه خسته و بی حوصله بیرون اومدم. برای رفتن به ونیز دو راه وجود داشت. یا باید از اتوبوس استفاده میکردم اول به ترمینال ونیز میرفتم و از اونجا با قایق به ایستگاه های توریستی ونیز میرفتم. که برای این کار کارت یک روزه ونیز رو به مبلغ 20 یورو قبلا خریداری کرده بودم. یا باید با قایق میرفتم که سریعتر باشه و هزینه جدا پرداخت میکردم.
من هم با توجه به وقت کمی که داشتم تصمیم گرفتم از قایق استفاده کنم. به همین دلیل به سمت چپ سالن فرودگاه رفتم و سالن بسیار طولانی رو که حدود 12 دقیقه راه بود طی کردم تا به ترمینال قایق ها رسیدم. توجه داشته باشید که راه ترمینال اتوبوس ها و قایق ها در مسیر از هم جدا میشه.
تو یکی از ایستگاه ها فقط قایق وجود داشت و بقیه خالی بود. من هم که کلی خسته بودم و عجله داشتم سریع رفتم یه بلیت رفت و برگشت به ونیز به مبلغ 27 یورو خریدم.
اگر برای یک مسیر فقط بلیت می خواستم 15 یورو میشد. که لیست قیمت ها رو میتونید مشاهده کنید.
این قایق ها رو سه تا خط نارنجی، آبی و قرمز حرکت می کردند. که طبیعتا طبق نقشه بالا، آبی طولانی ترین مسیر و نارنجی کوتاه ترین مسیر بود و از اونجایی که من روی خوش شانسی بودم از شانس بدم سوار قایق خط آبی شدم که طولانی ترین مسیر بود. اول به جزیره مورانو میرفت بعد به سمت شمال ونیز میرفت که باید اینجا پیاده میشدم و پیاده میرفتم که خستگی و بی حوصله بودن نذاشت. بعد به سمت جزیره لیدو رفت و از اونجا به سمت منطقه توریستی ونیز. من که عجله داشتم میخواستم زود برسم حدود یک ساعت و ربع تو راه بودم. از بالاو پایین شدن قایق سر درد گرفته بودم تا جایی که میخواستم هرجا شده پیاده بشم برگردم.
بالاخره با کلی داستان به شهر زنگ زده و زیبای ونیز رسیدم. این همه سختی واقعا ارزش داشت یا نه؟ الان که برگشتم میگم داشت ولی اون موقع تو اون خستگی و بهم خوردن برنامه هام نداشت.
از قایق پیاده شدم. تو خود ایستگاه دستگاه خرید و دریافت کارت های حمل و نقل عمومی که شامل اتوبوس و قایق بود وجود داشت و من چون از قبل گرفته بودم کد خرید را وارد کردم و کارت رو دریافت کردم.
هوای ونیز هم هوای دوست داشتنی من بود ابری و خنک.
ساعت از شش گذشته بود بعد از گرفتن کارت نیاز به اینترنت داشتم تا به خانواده خبر بدم. تو ونیز تنها جایی بود که اینترنت به سختی پیدا میشد. یا فقط تو هتل ها بود یا تو رستوران ها بعد از کلی جستجو یه هتل پیدا کردم که وای فای رایگان تو محدوده داشت که تونستم کارم رو انجام بدم. هاستلم هم که تو مرکز ونیز بود چون باید روز قبل میرفتم و نرسیده بودم رزرو من رو کنسل کرده بود. باید دنبال یه هتل برای شب می گشتم که قیمت ها از شبی 25 یورو تا 50 یورو برای هاستل ها و هتل های معمولی بود. نشستم وارد چالش جدید شدم. گفتم من ساعت شش و نیم صبح پرواز دارم که حداقل با توجه به مسیر، دو ساعت و نیم قبلش باید راه بیوفتم. ساعت چهار صبح با چه وسیله ای باید خودم رو به فرودگاه برسونم؟ از طرفی هم آخرین قایق از ونیز به سمت فرودگاه ساعت دوازده شب حرکت میکنه و یک ساعت هم راه دارم که میشه یک شب. پس بهتره برگردم فرودگاه و این چهار ساعت رو اونجا بمونم. همه برنامه ها رو سریع چیدم و تصمیمام رو گرفتم. حالا تا ساعت دوازده شب وقت داشتم ونیز زنگ زده و زیبا که بزرگترین شهر بدون اتومبیل در دنیاس رو ببینم.
با یه کوله و چمدان تو ونیز راه افتادم. تو ونیز شما هرجا سرتون رو بچرخونید یه جای دیدنی رو می بینید. اولین جایی که داشت بهم زبون درازی میکرد که به خاطر برنامه ات نمیتونی بیای از نزدیک من رو ببینی کلیسای سانتا ماریا دلا سالوت Santa Maria della Salute بود.
نمای کلیسا در شب
از قبل برنامه Visit a city رو گرفته بودم و نقشه همه شهر های سفر رو دانلود کرده بودم. این برنامه بدون نیاز به اینترنت از طریق GPS موقعیت شما رو تشخیص میده و تمام دیدنی های شهر رو بهتون نشون میده شما کافیه طبق نقشه جلو برید و دیدنی های شهر رو به ترتیب ببینید. همچنین میتونید ساعت باز بودن مکان های مختلف رو مشاهده کنید. این برنامه قابلیت های خیلی خوبی داره و حتما تو سفر تو پر شالتون داشته باشید.
میدان و کلیسای سن مارکو Piazza San Marco اولین و نزدیک ترین مکان به من بود. اینجا که رسیدم تازه ونیز خودش رو بهم نشون داد مردم همه شاد و خوشحال، یا تو کافه ها و رستوران ها بودن یا مشغول قدم زدن. در کنار اون زیبایی های سن مارکو چشم نوازی میکرد. انقدر زیبا بود که دوست داشتم حداقل یک روز کامل دیگه هم تو ونیز بمونم. ولی همیشه اونی که دوست داری نباید اتفاق بیوفته. تو همین وقت کم مشغول دیدن زیبایی ونیز شدم.
سن مارکو اسم یکی از حواریون حضرت عیسی بود و چون در اینجا دفن شده است به این میدان سن مارکو گفته میشه. مارکوپولو تاجر و جهان گرد بزرگ هم گویا در این میدان دفن شده است.
کلیسای سن مارکو
کلیسای سن مارکو در شب
ساعت میدان سن مارکو
برج ناقوس کلیسا
فیلم کوتاهی از میدان و کلیسای سن مارکو
مکان بعدی که از دور دلبری میکرد جزیره و کلیسای سن جورجو ماجوره Church of San Giorgio Maggiore بود که یکی از جزایر ونیز است. نمایی از این جزیره و قایق های زیبای گاندولا
پشت سر من هم پل آه، افسوس یا عشق Ponte dei Sospiriقرار داشت. ونیز به شهر پل ها هم معروف است. طبیعتا شهری که روی آب باشه باید دارای پل های فراوان باشه. این پل تو قرن 17 ساخته شد و دو روایت در ونیز دارد.
روایت اول در قرن 17 این است که چون زندانیان را برای همیشه به سمت زندان میبردند و دیگر برگشتی نبود با رد شدن از روی این پل و دیدن محیط بیرون آه و افسوس می کشیدند.
روایت دوم در قرن 19 این است که اگر عشاق در هنگام غروب آفتاب و هم زمان با صدای ناقوس کلیسا با قایق های گاندولا از زیر این پل عبور کنند عشق آنها ابدی و جاودانه خواهد شد.
فیلم کوتاهی از محیط این پل
به سمت اسکله تفریحی ریوا دلی اسکیاوونی Riva Degli Schiavoni رفتم اینجا پر بود از رستوران ها و کافه های مختلف با غذاهای دریایی، پاستا و پیتزا و از شلوغ ترین قسمت های ونیز بود.
بعد از اینجا به سمت کلیسای سن زاکاریا Chiesa di San Zaccaria رفتم که یکی از زیباترین کلیساهای جهان به دلیل وجود نقاشی های فوق العاده از حضرت مریم و کودکی حضرت عیسی است. همچنین آرامگاه حضرت زکریا نیز در این مکان میباشد به همین دلیل به این کلیسا زاکاریا گفته میشه. متاسفانه چون ساعت هشت شب بود تمام مکان های توریستی ونیز تعطیل بودند.
مسیر بعدیم رفتن به سمت آرسنال Arsenale di venezia بود. البته این آرسنال، اون تیم باشگاهی انگلیس نیست این آرسنال دوران خودش که به قرن 15 بر میگرده بزرگترین کارخانه کشتی سازی جهان بود که سهم بزرگی در تبدیل شدن ونیز به یه قدرت دریایی داشت.
بعد از گذشتن از کوچه و پس کوچه های ونیز به کلیسای San Giorgio dei Greci رسیدم. احداث این کلیسا بر میگرده به شروع ایجاد روابط بیزانس با ارتدکس های یونان که به آنها مجوز احداث کلیسا و داشتن نماینده در دوران بیزانس داده شد که آنها این کلیسا رو احداث کردند.
از خوش شانسی من شارژ گوشی و پاور بانکم با هم داشت تموم میشد قدم زدن تو کوچه های زیبای ونیز رو شروع کردم و در آخر به میدان سن مارکو رسیدم. اینجا پر بود از شور و شوق واقعا قدم زدن در شب های ونیز خیلی خیلی لذت بخش بود. فضای میدون سن مارکو پر بود از موسیقی های زنده. تا ساعت یازده در شهر قدم زدم و به سمت اسکله قایق ها رفتم و منتظر اومدن قایق های فرودگاه شدم. سوار قایق شدم و بعد از یک ساعت به فرودگاه مارکوپولو رسیدم.
نقشه زیر نشان دهنده موقعیت مکان هایی است که در این سفرنامه به آنها اشاره کردم.
در قسمت آمستردام گفتم برای استفاده از پروازهای داخلی بین اروپا باید به صورت اینترنتی یا از طریق دستگاه های داخل فرودگاه Check-in انجام بدید. این دستگاه ها در همه جای فرودگاه ها قرار داره. باید اسم ایرلاین خودتون رو انتخاب کنید.
بعد از انتخاب ایرلاین، شماره رزرو یا بلیت یا بارکد یا پاسپورت را به دستگاه می دهید. در مرحله بعد مشخصات و اطلاعات پرواز شما نشان داده میشه که میتونید صندلی خودتون رو انتخاب کنید و در مرحله آخر اگر چمدان بزرگ دارید باید تعداد آن را انتخاب کرده و هزینه آن را پرداخت کنید.
به دلیل عدم دسترسی مناسب به وسایل حمل و نقل در اول صبح، افراد زیادی در فرودگاه بودن. اینجا هم دریغ از تخت های مسافری، برای استراحت مسافران. از حدود ساعت چهار صبح هوا طوفانی شد، همراه با باران و رعد و برق شدید که گفتم یا خداااا نکنه باز پرواز ها کنسل بشن. خوشبختانه با وجود بارش باران بسیار شدید پرواز ها با حدود یک ساعت تاخیر انجام میشد. بعد از دردسرهای زیاد که جزو هر سفری هست ساعت هشت صبح با ایرلاین آلیتالیا فرودگاه مارکوپولو ونیز رو به مقصد فرودگاه لئوناردو داوینچی رم ترک کردم.
عکس هوایی ونیز از فاصله دور
جدول هزینه های روز ششم و هفتم سفر
- با توجه به اینکه ونیز رو میشه یک صبح تا شب گشت ولی اگر به اینجا سفر کردید دو روز اقامت داشته باشید و به جزایر مورانو بورانو و ساحل شنی لیدو هم حتما سر بزنید. قدم زدن در کوچه های ونیز در شب خالی از لطف نیست.
- برای رفتن از فرودگاه به ونیز اگر هزینه براتون اهمیت نداره از قایق استفاده کنید در غیر این صورت با اتوبوس به ونیز بروید.
- اگر از قایق استفاده می کنید احتمال سر درد و حالت تهوع وجود داره.
- اگر با تاخیر بیش از شش ساعت مواجه شدید در محل تاخیر به بیمه خود از طریق ایمیل اطلاع بدید. یک نامه هم از ایرلاین به منظور تایید تاخیر دریافت کنید. همه فاکتورهای اقامت در هتل، حمل و نقل و رستوران هم داشته باشید.
- کارت های روزانه حمل و نقل در ونیز رو در خود ونیز بگیرید چون تفاوت قیمت نداره.
- پرواز های اروپا هم مثل ایران بین نیم ساعت تا دو ساعت تاخیر دارند. تو ایران به دلیل عدم وجود هواپیما اینجا به دلیل وجود ترافیک زیاد هوایی.