اواخر مهر ماه سال1402به اتفاق پسر و همسرم سفری به کیش داشتیم. بعد از چند روز گشت و گذار و تجربه های متفاوت آبی و غیرآبی به دنبال یک حس تازه بودم. در سفر قبلی پارک آبی اوشن را رفته بودم و علیرغم زیبایی و
اتوبوس تاریک است. اما از شدت شوق، می توانم اطراف را ببینم. هنوز قیافه ی شهلا خانم که با دیدن کیف بزرگ همسفر دیگرمان، نسرین خانم، تعجب کرده بود یادم است! کیفش هم قد من بود! معلوم بود آن کیف، سرپناه غذاهای رنگارنگی شده است.
با شنیدن نام عراق اولین چیزی که به ذهن میرسد اماکن مذهبی آن است. در حالیکه "سومِر" یا بهطور دقیقتر شومِر، نخستین تمدّن شهری در منطقه تاریخی جنوب میانرودان، که آن را اولین تمدن در جهان می دانند، در جنوب عراق امروزی واقع شده است. در
برای یک زمستان بیش از حد سبز بود. این اولین چیزی بود که پس از ورود به آنجا توجه دختر را جلب کرد. دومین چیز، آثار به جا مانده از جنگ بود. عمر سبزهها به آن دوران قد نمیداد؛ اما درختان به خوبی آن روزها
مقدمه در این سفرنامه سعی شده است، در چارچوبی خارج از کلیشهها، به تجربه نگاری خودمان در سفر 9 روزه به کوالالامپور و پوتراجایا در کشور مالزی بپردازیم. منظور از عبارت "خارج از کلیشهها" ، نگاه به سفر از دریچههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ، علاوه
عمان- ترکیب مدرنیته و سنت تصمیم داشتم برای هدیه تولد به خودم، یک سفر برنامه ریزی کنم، خلاصه که از شرق و جنوب آسیا (سریلانکا، ویتنام و فیلیپین) رسیدم به جنوب غربی ایران یعنی عمان. حالا چطور شد که از اون همه سرسبزی و پرآبی، انتخابم
تو دنیای پر استرس و پر مشغله امروز که من به اقیانوسی بی انتها تشبیهش میکنم اگه ما انسانها شناگرهای توی این اقیانوس فرض بشیم گاهی نیازه تا به لبه آب اومد و نفسی چاق کرد و مهیای ادامه مسیر شد. اون لبه آب برای
سال 1383 هجری شمسی بود که خواهرم و شوهرش به حج تمتع شرفیاب شدند. وقتی که از سفر برگشتند چنان با شور و شوق از سفرشان تعریف کردند که به قول معروف دهن ما هم آب افتاد. چند روز بعد شوهرم آمد و گفت برای
با سلام خدمت دوستان عزیز.میخوام با یه سفرنامه جذاب و منحصربفرد در خدمتتون باشم.اُمیدوارم که براتون جالب باشه.ریلگردی یا گردشگری ریلی جزو سفرهایی است که خیلی شناخته شده نیست و اکثر مردم از جاذبه های فوق العاده راه آهن ایران اطلاع چندانی ندارند.من امروز قصد
سلام به همه دوستان لست سکندی عزیز من اتی هستم و عاشق سفر کردن هستم .ابان ماه 1402 سفری گروهی به دبی داشتم که دوست داشتم اطلاعات خودم رو با شما در میان بگذارم . این تور که تور دبی و ابوظبی بود من به قیمت
چکیده سفر بیرجند، بروجرد و یا بجنورد!؟ اگر فکر میکنید تشابه نام این شهرها کمی گیج کننده است پس با من از لیتوانی به لتونی سفر کنید تا ببینید نه تنها در نام، که در معماری و فرهنگ نیز چقدر شباهت دارند. به شهری میروم که
سال ۱۴۰۲ سه بار برنامه ریزی کردم که به طبس سفر کنم اما به دلایل مختلف نشد که برم اما هفته سوم اسفند به مدت 5 روز فرصتی شد که تنهایی ماجراجویم رو به طبس شروع کنم.سفر رو یه صورت کوله گردی آغاز کردم و
س 28 اسفند 1372 امشب زودتر از شب های قبل پدرم به خونه برگشت تازه لادای زرشکی رنگش رو فروخته بود و یه پیکان صفر از اونها که سپر جوشن دار داشت خریده بود قرار بود فردا صبح زود به سمت مشهد بریم شوق عجیبی داشتیم
دی ماه سرد زمستانی 1400 بود خواننده محبوبم برنامه کنسرتهای نوروزیش رو در پیجش منتشر کرد. من همیشه چک میکنم و تو آرزوهام مرورش میکردم اما اینسری یکم جدیتر بهش فکر کردم و با علیرضا (همسرم) در میون گذاشتم و از اونجایی که تولدم بهمن
به نام خدا بعد از سفری که زمستان سال گذشته به چابهار داشتیم و تجربه ی هوای دلچسبش، باز هم سرمای زمستان ما رو به یاد آب و هوای بهاریِ جنوب انداخت و این بار انتخابِ ما، جزیره ی زیبای کیش بود. اتاق ۵ تخته؟! نه نداریم... این جمله
چکیده به کشوری سفر میکنم که روزگاری با وسعتی از دریای بالتیک تا دریای سیاه، بزرگترین قلمروی اروپا را داشت. بله، لیتوانی کشور کوچک امروزی با ۳ میلیون نفر جمعیت، که حاصل قرنها مبارزه و تلاش برای استقلال از سیطره کشورهای همسایه اش است. آنها بقدری
چندسالی بود که آرزوی رفتن به کنسرت خواننده موردعلاقم رو داشتم و از شانس خوبم همسرم هم از طرفداران این خواننده هست و باهم قرار گذاشتیم تا جوونیم یک بار هم که شده کنسرت این خواننده رو بریم. عصر جمعه یک روز پاییزی در مهرماه
سال ۲۰۱۶ بود که به مانند اکثر سفر های زندگیم با دریافت چند تماس از دوستان و یک دیدار غیر مترقبه برنامه سفر به کشور گرجستان و شهر باتومی چیده شد این اولین سفر من به کشوری که بخشی از خاکش در اروپا قرار داشت
عید 1402 همراه پدر عزیزم تا پنجم مشغول دید و بازدید با اقوام بودیم و ازاینکه پدرم بعد از پشت سرگذاشتن یک دوره کسالت دوباره توانسته بود پا به پای من قدم بردارد خیلی خوشحالم می کرد توضیح خیلی مختصری در مورد زندگی گذشته م
"پاریس جشن بی کران" عنوان کتابی است از ارنست همینگوی که من برای این سفرنامه انتخاب کردم و به گمانم کاملا مناسب حال و هوای این شهر هست. سلام سفرمان به پاریس در تیرماه 1402 را از اروپا شروع کردیم و به ناچار باید از قسمت مراحل